
روزهای تلخ دارن از پی هم میان و میرن، خودمو توی خونه حبس کردم، نمی دونم، ندیدن، نبودن میاره؟ نمی دونم چه جوری می شه از زهر این روزها کم کرد، نمی شه منتظر دست غیب و قهرمان بود....
بازی پیرزن با عروسک، تنهایی، دلهره، دلم به سختی می گیره، کاش اینقدر دلنازک نبودم... تو! برو! از من گم شو!
باروون میاد...
بازی پیرزن با عروسک، تنهایی، دلهره، دلم به سختی می گیره، کاش اینقدر دلنازک نبودم... تو! برو! از من گم شو!
باروون میاد...


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر