اولین و شاید تنها ترجمه هایی که توی زندگیم تو ایران خوندم و متوجه شدم که مترجمش از نویسنده کتاب اجازه رسمی برای ترجمه داره، کتاب های جناب پائولو کوئلیو با ترجمه های آرش حجازی بود (شاید درد عدم رعایت کپی رایت رو دیر فهمیدم اما موقعی بود که شروع کردم به برنامه نویسی کدهایی با آرزوی رعایت کپی رایتشون. در حالی که خودم کتابهای افست شده بدون اجازه ناشر می خوندم، و با ابزارهای کرک شده کار می کردم. همیشه بار عظیمی از عذاب وجدان رو همراه خودم داشتم. مثل بچه ای که بهش چیزی که می خواد رو نمی دن و اون می دزده). اولین کتابی که از ایشون خوندم 13، 14 ساله بودم و غنیمت پاتک به کتاب خونه ی دختر خالم بود، ترجمه ای از کیمیاگر. البته اون موقع فکر کنم هنوز انتشارات کاروان برپا نشده بود یا اگر شده بود هنوز بازار رو نگرفته بود. اون موقع اون کتاب برای من شده بود کشف راز هستی. کلی باهاش زندگی کردم. 18 ساله که شدم دوباره خوندمش و چیزهای جدیدی توش دیدم. یاد فروشنده کتاب فروشی هاشمی تو میدون ولیعصر میوفتم که وقتی یه کتاب پیشنهاد می کنه و می گی دارم. با ناراحتی می گه خوب داشته باشی من خودم 5 تا ازش دارم! دلیل نمی شه. هر کدومشو از یکی گرفتم و با یه حالی خوندم :) راست می گه! البته من همیشه ترجیح دادم کتاب جدید بخرم اما تجربه ی دوباره خوانی کتاب ها مو هیچ وقت از دست ندادم. مقایسه خیلی جالبی برای خود آدمه از عقلش و درکش در سالهای مختلف زندگی. اولین کتابهای جدی که خوندم کنت مونت کریستو، کیمیاگر و کتابهای شل سیلور استاین بود و همش ماحصل سرکشی به کتابخانه دخترخاله رویای مان که ما را کتاب خوان کرد.
الغرض جناب کوئلیو و حجازی کتاب "الف" رو با سخاوتمندی تمام ترجمه کرده اند و به طور رایگان در اختیار خواننده های ایرانی قرار دادند. به شخصه مشتاق خواندن این کتاب بودم.



