صفحات

۱۳۸۸ بهمن ۱۰, شنبه

عطر

هی پسر! امروز چه عطری به من هدیه می کنی؟ من عطر سیب سرخ با هوای این روزهای شمال و قهقهه های شاد دوست با مخلوطی از بوی کودکی خود می خواهم، داری در بساط؟

۱۳۸۸ دی ۱۶, چهارشنبه

آسمان خانه ام ابریست...

آسمان خانه ام ابریست
خانه ام اینجاست
زیر سایه ی روشن بیدی
که هر از گاهی به آرامی می لرزد
اینجا هر روز دوبار خورشید طلوع می کند
یک وقتی که خورشید بالا می آید
دو وقتی که تو می آیی....
آسمان خانه ام ابریست
خانه ام اینجاست
زیر سایه ی روشن بیدی
که با این بادها نمی لرزد
اینجا هر روز دوبار می گریم
یک هنگام مرگ آفتاب
دو هنگام رفتن تو.....
                                                                    16/10/1388