سلام!
سوز روزهای سرد زمستونی داره میآد، من روزهای بارانی آخر پاییز رو می شمرم، چهره ی تو نقش بسته بر ذهن خسته ام، شور جوانی در جانم، و عطر خوش بهار در مشامم.... دلتنگی و تنهایی درد این روزهای من، شاید هم خوشی زیر دلم زده باشه، شاید هم دوری از آفتابه، ... حالا که فکر می کنم بی تو بودن آرزوی برآورده شده ی دیروز منه، شکر! تنهایی با دوست دوا می شه، دلتنگی رو شاید بشه کاریش کرد...



هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر