-...
-...
-از کجاش بیشتر خوشت اومد؟
-از اونجاش که راجع به جاودانگی حرف می زنی، به نظر من هم جاودانگی وحشتناک و تلخه..
-و مرگ شیرین؟
-چه ربطی داره؟ مهم اینه که پایان هست و این به آدم آرامش می ده
- دیگه کجاشو دوست داشتی؟
-می دونی که از این رفتارت بدم می آد! دوست دارم تو برام بخونی! دوست دارم با صدای تو بخونم
-حالم گرفتست طوبی جان، صدام زندانیه
-تا صداتو پرواز ندی حالت درست نمی شه
-تو کدوم آسمون؟ از قفس به قفس؟
-...
-نوعی هراس از بودن دارم
-جهان تورا به آواز بلند می خواند
-نوعی کری عصبی دارم!
-....
دیروز یه ماتیز آبی دم در خونه پارک بود که به شیشه جلوش یه گل زده بودن، یه دختر و پسر هم توش نشسته بودن، خیلی به هم میومدن... گله و ماشین رو می گم!


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر