امروز عده ای آمدند برای جلوگیری از عزا در عزا شدن، با لباسهای گل گلی، رنگی شدن ما را رسمی و علنی کردند. جان مادرتان! یکی به فکر گل گلی کردن حال و خاطر ما باشد!
یاد Malena افتادم در آن صحنه کذایی که زنها انتقامشان را از او می گرفتند، و مردها در سکوتی زجرآور، بی گناه، نگاه می کردند... دقیقا همان احساس بود..
عجب روز پاییزی بود امروز...


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر