
آفتاب برآمده از شرق می تابد، بر خانه ی بی آفتاب ما، بر کودک خوابیده بر شانه های مادر، بر اتوبوس های وامانده بر صبحگاه شنبه، بر آسفالت همیشه داغ تابستانی، بر پیکان-تاکسی های وارفته ی امام حسین که از هر طرف که بخواهی بروی باید از کنارشان بگذری، شاید محض یادآوری، آفتاب برآمده از شرق می تابد، بر ظهر نه چندان گرم تابستانی، بر دوچرخه های هوا شده، بر فواره های بی رمق، بر مغز خسته ی من، بر آبی آسمان، بر انقلاب، بر .... آفتاب برآمده از شرق می تابد، بر شب تاریک تابستانی....


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر